پرش به محتوا

خشونت در ذات اندیشه اروپایی / اهمیت بازتعریف "خویشتن" و رهایی از دوگانگی‌های تحمیلی غرب / کشف معنای استعمار در اندیشه و سیاست غربی

در بخش نخست منوچهری وضعیت "جنگ همه علیه همه" هابز را ناشی از منافع شخصی استعمارگران می‌داند و نشان می‌دهد که چگونه مدرنیته اروپایی با استعمارگری گره خورده و هویت جدید اروپایی را شکل داده است…در بخش دوم، متن به رویکرد استعماری به "شرق" می‌پردازد… نویسنده این رویکرد را تجلی "اراده به قدرت" فوکو می‌داند و با هرمنوتیک ریکور و دوسل، به کشف "معنای ناپیدای امر واقع" استعمار می‌پردازد. دوسل مفهوم "فضای ژئوپلتیکی" را مطرح می‌کند که در آن، "من می‌اندیشم" دکارتی خود نمادی از "من سلطه‌گر" اروپایی است که امپراتوری‌ها را در هم شکست و انسان‌ها را به بردگی کشاند.

خشونت در ذات اندیشه اروپایی / اهمیت بازتعریف "خویشتن" و رهایی از دوگانگی‌های تحمیلی غرب /  کشف معنای استعمار در اندیشه و سیاست غربی

خشونت در ذات اندیشه اروپایی / اهمیت بازتعریف "خویشتن" و رهایی از دوگانگی‌های تحمیلی غرب / کشف معنای استعمار در اندیشه و سیاست غربی